امسال اولين و شايد تنهاترين كسي كه تولدم و بهم تبريك گفت مامانم بود
خيلي غريبانه................
انتخابات و بهانه ميكردن و شلوغي به هرحال از همشون ممنون كه بازم هرچند دير يادي ازم كردند
بعضی چیزها را " باید " بنویسم
نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "
برای اینکه " خفه نشم "
همین !!
چیزی که میخوام براتون بنویسم اصلا خودم هم نمیدونم چی هست حتی یه بار هم نخوندمش فقط چیزایی بود که نا خود اگاه تو ذهنم میگذشت رو کاغذ اومد که اونم من هیچ دخالتی نداشتم امیدوارم که منو ببخشید
یه صدایی میاد٬!!!! خیلی اشناست ٬بذا فکر کنم .............. اها فک کنم خودش باشه.............. درسته خودشه اینبار دیگه خودش داره صدام میزنه دلم براش تنگ شده احساس میکنم اونم دلتنگ منه خیلی وقته که سراغش نرفتم راستش دست و دلم به نوشتن نمیرفت که بخوام برم سراغش ذهنم خیلی مشغوله درست شبیه به پیاده روی که هر دقیقه هزاران نفر ازش رد میشن و حتی گاهی اوقات ممکنه چیزایی هم پرت کنن الان که دارم می نویسم تو ذهنم غلغله ای به پاست نمیدونه کجا باید بره شاید به درو دیوار بخوره نوشته ام و میگم.چیزی که مینویسم فقط برا سبک شدنم برا اینکه از این مشغولیات ذهنیم رها شم .
میدونم حق داریذ ازم گله کنید اینبار اصلا خوب شروع نکردم بعد از غیبت طولانی مدتم این چیزی نیست که باید نوشته شه اما دست خودم نیست قلمم داره مینویسه من هیچ دخالی ندارم به حال خودش رهاش میکنم بذار هرجا دلش میخواد بره .نمیدونم از کی٬ از چی بایدبگم از زمین یا آسمون ؟راستی یه سوال وقتی اون چیزی که میخوای نمیشه و همه چی بر خلاف میلت هست چیکار میکنی ؟؟؟؟ کدوم دادگاه میری ؟؟؟؟!!!! کدوم قاضی؟؟؟؟؟؟؟دلم نمیاد بخوام پیشش برم و شکایت کنم یعنی روم نمیشه خیلی خوب و مهربونه ٬شما بودین چیکار می کردین؟؟؟ هرچند که هنوز به انتها نرسیدم و بازم برا به دست اوردن خواسته هام تلاش میکنم .
راستی سهراب و دیدین بهش بگید تو قایقی که ساخته برا منم جایی هست؟(دور خواهم شد از این خاک غریب). میخوام برم به نا کجا اباد....ساااااااااااکت!!!!!!!!!! شکایت دیگه بسه
بیا از چیزای خوب بنویس مثلا این روزا هوا خوب شده .همه چی درست شده یعنی قراره همه درست بشه پس دیگه گله ای نیست .
راستی یادم رفت بگم احساس سبکی میکنم پیاده رو هم خالی خالیه ٬هیچکی نیست .
هوا ابریه ٬ فک کنم داره بارون میاد٬زیر بارون میرم و به قول سهراب جور دیگه میبینم .
همه چی عالیه
من خوب خوبم
.
.
.
گفتم: خستهام.
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره.
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الل
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته.
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله.
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم.
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم.
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی.
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/104) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم.
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/2-3) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/53) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم: یا غافر الذنب، اغفر ذنوبی جمیعا
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/36) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/42-43) :
دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از ان استفاده کنی
بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.
می دونی چرا شیشیه جلوی ماشین آنقدر بزرگه ولی آینه عقب آنقدر کوچیکه؟
چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده
دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه.
تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن
چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.
وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری.
وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره.
شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟
او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.
وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و آنها را اجابت می کند
و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده
نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند.
در انتهای نا کجا آباد قلبم آلونکی از جنس عشق و صفا برایت ساخته ام .جایی که تمام آرزوهایم را نذر سلامتی تنها آرزویم روزه گرفته ام .
آنجایی که آرزوهایم از احساس تو الهام میگیرند تا آزاد و رها باشند.
آلونکی که تصویر تو را در آیینه اش قاب کرده است و اگر روزی روی تو و گیسوان پریشان و آهوان چشمانت را نبیند آشفته و دلشکسته می شود،آیینه میشکند.
در انتهایی احساسم خدای همه شعر هایم است او که درگوش تمام شعرهایم اذان عشق را سر داده است اوکه سکوتش احساسم را ابستن شعر دیگری می کند .
به گمانم شعرهایم روزی پیامبر شوند چون درکودکی دایه ای مهربانتر از آفتاب نظیر تو داشته اند .
تو می گویی سکوت کن اما ،شاید بتوانی جسمم را خفه کنی اما احساسم ،وجودم را چگونه ساکت خواهی کرد احساسی که نفس مسیحایی در او دمیده شده است و در اخر میگویم ،جاودانه ای...................
تقدیم به گلی که تو زندگیم تکه و سرسبد همه گلاست .داداش مهدیم!!

